الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)

13

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى)

وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ * لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ * ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ * فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ « 1 » و اگر [ او ] پاره‌اى گفته‌ها بر ما بسته بود ، دست راستش را سخت مىگرفتيم ، سپس رگ قلبش را پاره مىكرديم ، و هيچ يك از شما مانع از [ عذاب ] او نمىشد . اين سخن را از خداوند تهديد انگاشتم ، دورى كردم از اين كه در فتوى دادن داخل شوم . - « أصل ما أنت فيه : أن تكون ذاكراً أنّك بين يدى اللَّه جلّ جلاله ، وأنّه مطّلع عليك ، وأنّك كلّما تتقلّبُ فيه من إحسانه إليك ، وأنّه صحبك من إبتداء إنشاءك من التّراب وتنقلك من الآباء والأمّهات . . . » اصل آن چه تو در آن هستى آن است كه يادآور باشى كه در پيشگاه خداوند جل‌ّجلاله هستى و اين كه او برتو اطلاع دارد و اين كه هر چيزى كه در آن تصرف مىكنى ، از احسان اوست به تو و اين كه او مصاحب توست از ابتداى ايجادت از خاك و منتقل شدنت از پدران و مادران . . . - « و اعلم أنّ جوارحك بضايعُ معك للَّه‌جلّ جلاله وأماناتٌ جعلك تاجراً فيها لنفسك ولآخرتك ؛ فمتى صرّفتَها فى غير ما خُلقتُ له من الطّاعات والمراقبات أو أنفقتَ وقتاً من أوقاتك فى الغَفلات ، كان ذلك الخسران عائداً اليك بالنقصان ومثمراً أن يعاملك سيّدك بالهِجران واستخفاف الهوان . » و بدان كه اعضايت كالاهايى است با تو براى خداوند جلّ جلاله و امانت‌هايى است كه خداوند ترا در آن‌ها تاجر براى خود و آخرتت قرار داده ، پس هر وقت در غير آن چه براى آن خلق شده‌اى از طاعت و مراقبت‌ها يا انفاق كنى وقتى از اوقاتت را در غفلت‌ها ، اين خسارتى است با كمبود كه به تو مىرسد و نتيجه‌اش آن است كه مولايت با دور كردن و سبك كردن و با خوارى با تو معامله كند .

--> ( 1 ) . سوره‌ى حاقه ، آيات 44 - 47 .